در همه ی این سال ها که مشغول تدریس هستم ؛ بسیاری از هنرجویانم همچنان با من در تماس هستند و از موفقیت شماری از آنها بسیار خوشحالم...

عکس تزئینی است
پیمان لهراسبی آذر/ ویلنیست،آهنگساز،مدرس » تگ های مطالب » آموزش ویلن
| تاریخ: 19 آبان 1390 |
در همه ی این سال ها که مشغول تدریس هستم ؛ بسیاری از هنرجویانم همچنان با من در تماس هستند و از موفقیت شماری از آنها بسیار خوشحالم...

عکس تزئینی است
موضوع: آموزش
| تاریخ: 15 آبان 1390 |
به یاد سال هایی هستم که از اوائل آبانماه به فکر تدارک سالروز تولد استاد بودیم و با چه شوقی به دیدار ایشان میرفتیم و با چه مهربانی و روی بازی خانم استاد - شوکت خانم - وسایل پذیرایی را تدارک دیده بودند و خود استاد خوشحال از اینکه تمام دوستان وشاگردان به دورشان حلقه زده اند و ...

موضوع: درد دل
| تاریخ: 5 آبان 1390 |
کلاس روزهای دوشنبه ی من مانند دیگر روزها پر است از شاگردان گوناگون ، از بچه ی شش ساله تا دانشجو و خانم کارمند و ... و دیگر بعد از این سال ها باید زبان هر کدام را بدانم تا بتوانم به آنها آموزش دهم ،
موضوع: نگفته ها
| تاریخ: 2 آبان 1390 |
امروز سر کلاس وقتی یکی از شاگردانم آمد و ویلنش را گرفتم تا کوک کنم ، ناخودآگاه به یاد روز اولی که آمده بود افتادم ؛ پسربچه ای بود هفت ، هشت ساله به همراه مادر و خواهر کوچکترش ، پسر بچه ای بازیگوش ولی تیزهوش اما امروز از من بلند قامت تر و با محاسن تازه روییده که گهگاهی به دور از چشم والدین دستی هم به آنها می کشد .
موضوع: درد دل
| تاریخ: 2 شهریور 1390 |
امروز در این دنیای مجازی به دنبال مطلبی میگشتم که مطلبی در یک وبلاگ مرا به سال ها پیش برد. سال هایی که موسیقی جرم بود و موسیقیدان مجرم !تمام آنچه شبانه روز به گوش میرسید مارش نظامی بود و گهگاهی سرودی با صداهایی انکرالاصوات...
لازم است که آنهایی که سن کمتری دارند بدانند که در آن روزگار نه تنها هنر جویی حرام بود بلکه همراه داشتن آلات موسیقی هم جرم به حساب می آمد.
من که آن سال ها افتخار شاگردی استاد علی تجویدی را داشتم با هزاران ترس و واهمه ویلنم را بدست میگرفتم و مانند آنکه مال دزدی یا وسیله ای خطرناک حمل میکنم با دیدن ماشین کمیته ! یا گشت ثارالله از صد متری از ترس قالب تهی میکردم ( لازم است یادآوری کنم که آن زمان نیروی انتظامی به صورت فعلی وجود نداشت و چندین نهاد ماموریت حفظ نظم وآرامش ! را در جامعه به عهده داشتند از جمله ماشین های پاترول ِ خاکی رنگی که پرچم کوچکی منقش به نام مبارک ثارالله به آنتن جلوی گلگیرآنها نصب شده بود ) به کلاس میرفتم .
نحوه ی حمل ویلنم هم خود ماجرایی داشت که...
موضوع: درد دل
| تاریخ: 31 مرداد 1390 |
همراهان عزیز
از اینکه به سایت من آمده اید ، سپاسگزارم.
در وب سایت کاری من به نشانی : http://lohrasbi-music.com تمام اطلاعات و سوابق کاری و هنری من قابل دسترس است و در حد و گنجایش فضای مجازی و حوصله ی بازدید کنندگان محترم به معرفی خود پرداخته ام ولی بنا بر شرائط و نبود محیطی که درد دل ها و نگفته های سال های دور و روزگار کنونی را با همراهان قسمت کنم ؛ مرا بر آن داشت که وب سایتی که اکنون در آن هستید را برپا نمایم.
در این روزگار که درکشاکش مشکلات ریز و درشت و گرفتاریهای بزرگ و کوچک ، حوصله ی همه کم و کمتر می شود و از سویی ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی به دیگر سختیهای زندگی اضافه شده اند؛ مرور خاطرات رزوهای خوش هنرجویی در محضر اساتید گرانقدری مانند استاد عزیزم مرحوم علی تجویدی ، مرحوم استاد احمد عبادی ، استاد حسین دهلوی و دیگر مفاخر عالم فرهنگ و هنر کشور برایم بسیار تسکین دهنده و آرامش بخش است و از طرفی چون با کمال تاسف هیچ نهاد وسازمانی در جهت ثبت و ضبط و پاسداشت منش و کُنش مفاخر کشور و تشریح و گسترش خصائل و نیکی های آن عزیزان وجود ندارد؛ احساس وظیفه نمودم که در حد توان و بضاعت خود هر آنچه که از آن بزرگان دیده ، شنیده و آموخته ام در قالب نقل قول و خاطره و ... با همه ی علاقمندان تقسیم نمایم.
بسیار متاسفم که بیش از نیمی از حدود یکصد هنرجوی این روزهای من ، حتی نامی از اساتید گرانقدری مانند ابوالحسن صبا ، علی تجویدی ، احمد عبادی ، مرحوم بنان و بسیاری دیگر را نشنیده اند چه رسد به شناخت و آگاهی از آثار و خلاقیت های ارزشمند آنان !
حال کدام مرجعی باید وظیفه ی حفظ و حراست از پیشینه یفرهنگی و هنری کشور رابه عهده داشته باشد؛ مشخص نیست !
بگذریم...
انجام تمام آنچه در بالا گفته شدنه تنها از عهده ی من خارج است بلکه نه توان کافی برای انجام آن دارم و نه حمایتی از طرف کسی یا جایی می شوم ، پس به اندازه ی وسع خود به نگارش و بیان همان خاطرات، تجربیات و آموخته ها از آن بزرگان اکتفا می کنم
موضوع: درباره این سایت