پایان خدمت ِ با مشقّت!

| تاریخ: 28 اردیبهشت 1391 |

امروز؛ آخرین روزی از یک کار بیهوده بود که، تمامش کردم

چند سالی که خود را مجبور به تحمل هزار و یک بدی و کوته فکری و ...


پیمان لهراسبی آموزش ویلن

موضوع: درد دل

داغ کن - کلوب دات کام
 

روز معلم گرامی باد

| تاریخ: 12 اردیبهشت 1391 |

امسال باز هم روز معلم من به یاد همه ی معلمانی هستم که نه تنها هنر و علم و ادب به من آموختند؛

بلکه راه و رسم چگونه زیستن را نیز بی هیچ چشمداشتی با مناعت طبع و بزرگواری، به من هدیه دادند...

استاد عزیزم مرحوم علی تجویدی،

استاد عزیزم مرحوم احمد عبادی،

پاینده، استاد حسین دهلوی،

و ...

معلم کلاس اول ابتدایی من؛ سرکار خانم جعفریان

-------

 

 

 

استاد علی تجویدی

 

 


امروز هم در مراسمی بودم به بهانه ی روز معلم ولی؛

موضوع: درد دل

داغ کن - کلوب دات کام
 

سالی که نکوست ...

| تاریخ: 2 اردیبهشت 1391 |

دست و دلم به نوشتن نمیرود...

یکماه از سال نود ویک گذشت،

میگویند: سالی که نکوست از بهارش پیداست ...

بجز چند روز اول سال جدید؛مابقی روزهای خوبی نبودند...

نمیدانم؟ شاید اینهمه گرفتاریهای جورواجور شخصی و غیر شخصی و همه گیر،

فرصتی برای نشاط و سرور ِ بهاری باقی نمیگذارد...

از طرفی،

سالی که با مرگ هنرمندان و بیماری و ... شروع شود، شاید بهارش نکو نباشد...

نمیدانم!

دست و دلم به کار هم نمیرود...

جایی که صدای کلاغ بهتر از چهچه بلبل باشد و کاری که هر روز مجبور باشی

به دیدن کس و کسانی که تهوه آورند و ...

...

دست و دلم به کار نمیرود ...

...

 

سالی که نکوست ...

موضوع: درد دل

داغ کن - کلوب دات کام
 

سالگرد در گذشت استاد علی تجویدی

| تاریخ: 24 اسفند 1390 |

افسوس

دیگر هیچ چیز دیگری نمیتوانم بگویم ...

همیشه با آثارش هست ...

کاش امسال هم برای زیارت و عید دیدنی؛ روز اول فروردین می آمدم

و

...

استاد علی تجویدی

موضوع: درد دل

داغ کن - کلوب دات کام
 

دست پر مهر مادر

| تاریخ: 7 دی 1390 |

دست پر مهر مادر
تنها دستي ست،
که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است...

 

مادر

 

مردان پيامبر شدند؛
و زنان مادر؛
قداست پيامبران را توانسته‌اند به زير سوال ببرند؛
ولي قداست مادران را هرگز..!

موضوع: درد دل

داغ کن - کلوب دات کام
 

نُهمین سال ِ دوری

| تاریخ: 25 آذر 1390 |

بیست و پنجم آذر ماه ؛  نُهمین سال بی مادری آغاز شد...

هشت سال ِ غمبار و تیره و تار را با لحظه لحظه حسرت و داغ ِ بر دل گذراندیم و چه روزهایی ...

باز میگویم : آدمیزاد از بی مادری یتیم میشود و من هشت سال است که یتیمم؛ کسانیکه دراین روزها به یاد من و ما و مادرم بودند را میبوسم و آنهاییکه خبری نگرفتند را هم به پای گرفتاری های زمانه میگذارم ...

به یاد آن ترانه افتادم که در مراسم مادرم با ویلنم نواختم و خواندم :

 

افتاده آتش به جانم؛

ای همزبانم کجایی؟

 

ای دلبر هم نوایم؛

رفتی که دیگر نیایی

 

بیچاره من ؛ بی نوا من

بیچاره من ؛ بی نوا من

 

...

 

 

نُهمین سال ِ دوری

 

عکس : علیرضا مرزبان

موضوع: درد دل

داغ کن - کلوب دات کام
 

همدردی با دوست

| تاریخ: 10 آذر 1390 |

 

همدردی با دوست  با تاسف فراوان؛ با خبر شدم که مادر مهربان دوست عزیز و قدیمی ام اردوان مولانا و همسر فداکار محقق ِ ارزشمند و موسیقیدان و استاد بزرگ دانشگاه تهران؛ آقای خسرو مولانا رخت از جهان بربسته و ما را در این دنیای بی رحم با همه ی خوبی ها و بدی هایش؛ تنها گذاشته است.

شکسته استخوان داند بهای مومیایی را ...

من ِ مادر از دست داده ؛ حال او را میدانم که نه در زمین بند میشود و نه در آسمان میتواند جایگزینی برای مهر مادر بیابد...

آدم ها از فراغ مادر یتیم میشوند...

هیچ نمیتوانم بگویم؛ فقط ترانه ی - قصه گو - با صدای زیبای هوشمند عقیلی را میگذارم که با هم به یاد همه ی مهربانانی که بین ما نیستند؛ گوش کینم :

 

 


موضوع: درد دل

داغ کن - کلوب دات کام
 
صفحه قبل صفحه بعد